جناب آقای ملازهی که دارای تجربه فراوان مدیریتی در استان و نماینده اسبق مردم ایرانشهر در مجلس شورای اسلامی است، مطالبی جالبی می نویسند که عین آخرین نوشته ایشان در مورد استانمان را تقدیم حضورتون می کنم:

 

امروز تلفني از دوستي هماستاني داشتم که اصرار داشت در جلسهاي که براي بررسي اوضاع و مسائل جاري استان با حضور تعدادي از دستاندرکاران اجرايي سابق در استان سيستان و بلوچستان تشکيل ميشود، شرکت کنم. من هم با توجه به تجربهام که عملکرد ناصواب تعدادي از همين اعضاي شرکتکننده در جلسه را باعث مشکلات موجود و عقبماندگی استان ميدانم، به طريقي از حضور در اين جلسه طفره رفتم. ايشان اصرار داشت که بالاخره اگر شرکت کنم، بهتر است. خدمتشان عرض کردم دوست عزيز! آمدن و نشستن و براي شما نيز زحمت ايجاد کردن، مشکلات استان سيستان و بلوچستان را حل نميکند. چون از آنچه که در استان میگذرد معلوم است که قرار نيست مشکلات استان حل شود. و از سويي ديگر عدهاي سخت در تلاشند که وانمود کنند حضور و خدمتشان در استان سيستان و بلوچستان به منزله حضور و خدمت در بدترين جاي کشور و در واقع خدمت با اعمال شاقه است. راحتتر بگويم حضورشان در استان سيستان و بلوچستان را که تماماً در واقع به نفع خودشان است، منتي بر گردن ديگران میدانند و هميشه نيز طلبکارند. باز هم خدمتشان گفتم که دوست عزيز! جمعشدنتان چه نفعي دارد، چرا که دولتمردان حاکم اگر واقعاً قدري به نظرات مردم و در واقع به خود مردم استان سيستان و بلوچستان ارزش و جايگاهی قائل بودند و آنان را در جمع ملت ايران به حساب ميآوردند، انتصابات اينچنيني را از صدر تا ذيل انجام نميدادند. وضعيت بد اشتغال و بيکاری فزاينده، اوضاع بسيار عجيب تأمين امنيت در استان و از همه مهمتر ديوار بیاعتمادی معنیدار شدهاند و بسيار معنیدارتر آن است که کسی بنا ندارد حتی آنها را برای دلشادی مردم، به زبان هم بياورد.

قطعاً اين نوشتهام براي خيليها سوژه خوبي خواهد بود و به قول خودشان دشمن انقلاب و نظام را به راحتي پيدا کردند. يکي از معضلات ما همين است. تا کسي از مردم استان بالاخره براي حفظ حيثيت ملي، نظري را گفت، به بدترين شيوه با او دست به يقه ميشوند و ميدان براي تماميتخواهان بدخواه هموارتر ميشود. عاشقان قدرت آنچنان جولان ميدهند که بيا و تماشا کن. آيا اين برخوردهايي که دولتمردان با مردم استان سيستان و بلوچستان مخصوصاً در انتصابات اخير انجام دادند، ميتوانستند با مردم ساير استانهای کشور انجام دهند؟ قطعاً پاسخ منفي است. پس چرا دور هم جمع شويم و چه بگوييم؟ اقلاً با جمع نشدن ما به دور هم و تشکيل ندادن جلسه براي مسائل استان، زخمهاي کهنه را باز نميکنيم و اين بهتر است.

اعلام خطر

با عنایت به اینکه در استان ما متاسفانه امکانات کشاورزی به خاطر بی آبی وجود ندارد و دولت جمهوری اسلامی هم از استخدام مردم ما در ادارات دولتی پرهیز می کند، طبعا جوانان مجبور می شوند به شغلهای کاذب روی بیاورند.

هم اینک شاهدیم که تعداد بیشماری جوان به کار فروش سوخت مشغول اند و از این راه امرار معاش می کنند. گذشته از این که این کار برای مملکت و اقتصاد کشور چه مضراتی را به دنبال دارد، با تشدید مبارزه با فروش آزاد سوخت، افرادی که به این سو روی آورده اند بیکار خواهند شد و در نتیجه تعداد افراد بیکار در منطقه بالا رفته و خطر اینکه برای امرار معاش عده ای به سوی سرقت و راهزنی روی بیاورند افزایش خواهد یافت.

تعدادی نیز با خریدن و یا کرایه کردن وانت بار مشغول به فروش میوه و تره بار بر سر میادین و خیابانها هستند، جوانی را می شناسم که با مدرک معادل لیسانس به همین کار مشغول است. دیروز رفته بودم برای خرید میوه از ایشان که گفت مامورین به ما تذکر داده اند که ظرف چند روز آینده باید میوه هایتان را جمع آوری کنید و الا با شما برخورد خواهد شد! حالا با این کار عده ای دیگر نیز بیکار خواهند شد.

و سومین مورد از اینگونه کارها هم جوانانی هستند که در خیابان سیستان اتوموبیلها را با گرفتن مبلغی اندک می شورند. آنها هم می گفتند مامورین شهرداری آمدند و سایل بعضیها را گرفته و از این کار جلوگیری کرده اند.

در طی این چند سال همواره بنده مشاهده کرده ام که جوانان رانده شده از مشاغل دولتی به هرکاری که روی آورده اند با عنوانی مثل سدمعبر، قاچاق و غیره از کارکردنشان جلوگیری بعمل آمده. اینک نمی دانم با این اوضاع اینهمه جوان بیکار چه کار خواهند کرد و در چند سال آینده با این مبارزه های گوناگون جامعه ما به کدام سمت خواهد رفت.

البته با این صحبتها نمی خواهم مشاغل کاذب و قاچاق سوخت و کالا و یا کارهایی که منجر به سد معبر می شوند را تایید کنم، ولی از بیکار شدن این همه آدم و آن هم جوان احساس خطر می کنم.