بلوچستان زدایی

یکی از غیر منصفانه ترین کارهایی که ممکنه کسی مرتکب بشه اینه که در سرزمینی ساکن بشه، از امکانات و منابع اون استفاده کنه و نسبت به صاحبان اصلی و ساکنان قدیمی آن دیار بی اعتنابوده و به حدی برسه که بخواهد آثار فرهنگی اونارو از بین ببره.

آنگونه که اسناد و منابع تاریخی نشان می دهند، در گذشته نام استانمان "بلوچستان و سیستان" بود. با عنایت به وسعت منطقه بلوچستان و نسبتش به سیستان این نامگذاری منطقی هم بوده (اگر به سردر قدیم اداره پست واقع در خیابان طالقانی مراجعه بفرمایید تابلوی "اداره پست ایالتی بلوچستان و سیستان" را مشاهده خواهید فرمود)

دانشگاهی هم که در شهر زاهدان تاسیس شد نام "دانشگاه بلوچستان" به خودش گرفت، اما بعدها این دانشگاه  به سیستان و بلوچستان تغییر نام داد. ولی جالب اینجاست که اخیرا برخی آن را دانشگاه سیستان! می نامند.

دوستی دارم که فرزندش در دانشگاه آزاد تحصیل می کند، می گوید یکی از اساتید که خودش هم سیستانی نیست همواره از این دانشگاه با عنوان "دانشگاه سیستان" یاد می کند!!

از اینها که بگذریم در نامگذاری خیابانها هم حتی در زمانی که شهردار زاهدان بلوچ بود، اثری از اینکه نامگذاری بنام بلوچ و یا بزرگان و مقدسین بلوچها باشد نمی بینیم. حتی خیابانی که قبل از انقلاب به نام "مولوی عبدالعزیز" بود را بعدا به "مولوی" تغییر دادند.

شبکه هامون هم که حتی در مصاحبه ها طوری عمل می کنه که انگار قومی بنام بلوچ در این نقطه از زمین وجود خارجی ندارد...

امیدوارم روزی شاهد باشیم که این تنگ نظریها و تبعیضات فراگیر تبدیل به وسعت دید و نگاهی فراقومی و احترام گذاشتن به صاحبان این سرزمین از سوی مسوولین و دست اندرکارن استان، در همه زمینه ها قرار گیرد.

 

تعصب

به راستی که تعصب و خود را در محاصره یک سری افکار تزریق شده که معلول محیط زندگی، پدر و مادر و مدارسی که تحصیل کرده ایم هستند، برای یک انسان که خود صاحب فکر و اندیشه است کار درستی نیست.

نیز این موجودی که ذره ای از خلقتی بسیار عظیم و نامحدود است افکارش را به خاطر وابستگی به یک جا، زبان و یا قوم و مذهب اگر بخواهد پریشان و مضطرب کند، به حق و صد البته به خودش ظلم کرده و خلاف اصل رهایش عمل نموده.

اما عملکرد همنوعانی که دارای چنین افکار محصور و کوتاهی هستند گاهی آزار دهنده است. مثلا وقتی آدم میبینه عده ای که زور دارند و ارباب حکومت هستند و از سرمایه یک ملت ظاهرا به عنوان حافظان جان و مال همان ملت استفاده می کنند و با اتوموبیلهای آخرین سیستم در شهر تردد نموده، به محض اینکه کسانی را از یک قشر سوار بر ماشینی بهتر مشاهده می نمایند فوری به تعقیب، توقیف و بازرسی و آزارشان می پردازند و یا همانگونه که در نوشته قبلیم عرض کردم سرمایه عمومی را صرف عده ای بخصوص می نمایند، درد آور و عملکردی خلاف خلقت و آفرینش انسان است...

کاش همه انسانها همنوعان خود را جدای از لباس و ایده، یکسان می دیدند!