تبليغاتX
کشکول بلوچ
برای امروز مطلبی را که طنزنویس چیره دست آقای ابراهیم نبوی در روزنت "روز" نوشته تقدیم می کنم:

بر اساس اعلام خبرهای رسمی، قاضی سعید مرتضوی به عنوان یکی از نمایندگان ایران در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد حضور می یابد. لازم به توضیح است که از 47 عضو این شورا شش عضو بطوری استثنائی هر روز مشغول نقض حقوق بشر در کشورهای خودشان نیستند، اما سایر اعضا مانند چین، اردن و کوبا تلاش می کنند تا کم کاری آنان را جبران کنند. گفته می شود که قاضی سعید مرتضوی در این سفر طرح جدیدی را برای اصلاح منشور جهانی حقوق بشر، پیشنهاد خواهد کرد.

منشور جدید حقوق بشر
ماده یک: تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از همان روز می توانند به عنوان متهم در دادگاه حضور یافته و زندانی شوند.
ماده دو: کلیه افراد بشر از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند، مگر رهبران، فرماندهان، استانداران، فرمانداران، روحانیون، تجار، کشیشان، اعضای تشکیلات که برابرترند.
ماده سه: همه افراد بشر دارای عقل و وجدان می باشند، مگر مخالفین دولت.
ماده چهار: هرکسی حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد، مگر اینکه نداشته باشد و یا با سیاست های کشور مخالف باشد یا در مورد مخالفت با آنها فکر کرده باشد.
ماده پنج: داد و ستد بردگان به هر شکلی ممنوع است، بخصوص به شکل دایره، لوزی، مکعب مستطیل و ذوزنقه، در بقیه موارد دادگاههای هر کشوری جداگانه تصمیم گیرد.

فصل دوم: شکنجه
ماده شش: هیچ کس را نمی توان شکنجه داد یا برخلاف انسانیت و شئون بشری با وی رفتار کرد. کتک زدن، شلاق زدن، فشار دادن، پرتاب کردن لنگه کفش و قندان و سنگ اگر به قصد تربیت افراد باشد و به محل مناسب اصابت کند، اشکال ندارد. همچنین شکنجه دادن افراد اگر با رضایت کتبی خود یا پدر و مادرشان باشد، بلااشکال است.
ماده هفت: هر کس حق دارد به عنوان انسان در مقابل قانون شناخته شود، مگر اینکه قاضی دادگاه از این موضوع خوشش نیاید.
ماده هشت: همه در برابر قانون مساوی هستند، در مواردی که قانون وجود ندارد، هر کسی زورش بیشتر بود تعیین می کند چه کسانی مساوی و چه کسانی کوچکتر و بزرگترند.
ماده نهم: هرکسی در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد، حق رجوع به محاکم صالحه را دارد، به شرط اینکه وسط راه تصادف نکند و محاکم صالحه ای در کشور وجود داشته باشد، در غیر این صورت همشیره وی با مشکل مواجه می شود.
ماده دهم: هیچ کسی را نمی توان خودسرانه توقیف، حبس یا تبعید نمود، مگر کسانی که روزنامه نگاری می کنند یا در طول زندگی شان کتاب خوانده اند یا تحصیلات دانشگاهی دارند یا با سیاستهای دولت مخالفند و یا به هر دلیل فکر می کنند.

فصل سوم: مساوات
ماده یازدهم: هر کسی با مساوات کامل حق دارد دعوایش به وسیله دادگاه بی طرف، منصف و علنی رسیدگی شود. به شرط اینکه بتواند چنین دادگاهی را پیدا کند. همچنین دادگاه باید هیات منصفه داشته باشد و اعضای هیات منصفه باید تلاش کنند یکی یکی متهم را کتک بزنند نه دسته جمعی تا خسته نشوند.
ماده دوازدهم: متهم بی گناه محسوب می شود، مگر اینکه قبلا مقامات مملکتی از طریق تلفن یا موبایل قاضی را در جریان گذاشته باشند. این متهم را نمی توان بازجویی کرد، مگر اینکه قاضی دلش بخواهد و اگر متهم به جرایمش اعتراف کند، در آن صورت بی گناه است.
ماده سیزدهم: احدی حق ندارد در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، اقامتگاه یا مکاتبات خود مورد دخالت خودسرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار بگیرد، مگر اینکه قاضی یا یکی از دوستانش یا یکی از روسایش یا یکی از اعضای خانواده قاضی، از قیافه او خوششان نیاید، یا زندگی شخصی وی را جالب تشخيص دهند.
ماده چهاردهم: هرکس حق دارد در داخل هر کشوری آزادانه رفت و آمد کند و توسط ماموران آن کشور به عنوان جاسوس بازداشت شود. همچنین هر کسی حق دارد کشور خود را ترک و در هنگام بازگشت به کشور به زندان برود.
ماده پانزدهم: هرکسی حق دارد در برابر تعقیب، شکنجه و آزار، پناهگاهی جستجو کند و در کشورهای دیگر پناهنده شود و تا آخر عمرش توسط کشوری که به آن پناهنده شده و هموطنانش مورد تحقیر قرار بگیرد.

فصل چهارم: مالکیت
ماده شانزدهم: هر شخصی حق مالکیت دارد و احدی را نمی توان از این حق محروم نمود، مگر اینکه دادگاه از اموال او خوشش بیاید یا از اینکه او مالک چیزی است ناراحت باشد. قاضی حق ندارد اموال متهم را تا وقتی از آنها خوشش نیامده برای خودش بردارد یا تا وقتی زورش نمی رسد آن اموال را مصادره کند.
ماده هفدهم: هرکسی حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب برخوردار باشد و به خاطر اعتقاد به آن بازداشت یا زندانی یا اعدام شود. قاضی تا وقتی اطلاع از افکار متهم ندارد حق ندارد وی را به اتهام اعتقاداتش زندانی کند. همچنین قاضی حق دارد با رعایت کلیه نکات بهداشتی افکار و اندیشه های هر متهمی را به هر شکل که دوست داشت تغییر دهد.
ماده هجدهم: هر کسی حق آزادی عقیده و بیان دارد، اما بعد از بیان عقیده اش قاضی حق دارد او را بازداشت یا زندانی یا تبعید کند.
ماده نوزدهم: هرکسی حق دارد آزادانه در مجامعی که دولت تشکیل می دهد شرکت کند. و همچنین هر فردی حق دارد جمعیت های مسالمت آمیز تشکیل دهد و بعدا به عنوان اینکه این جمعیت خلاف امنیت ملی است دستگیر و زندانی شود.
ماده بیستم: هر کس حق دارد که برای اداره امور کشور خود، در انتخابات شرکت کند و به نمایندگانی که توسط آقای جنتی صلاحیت شان تائید شده است رای دهد. اساس و منشاء قدرت حکومت، اراده مردم است که توسط تعداد ناظر بر انتخابات و چماق طرفداران حکومت اعمال می شود.
ماده بیست و یکم: هرکس حق دارد کار خود را آزادانه انتخاب کند و بعد از مدتی به دلیل اعتقادات انحرافی اخراج شود. دولت نیز حق دارد از کسانی که اخراج شده اند حمایت کرده و در مدتی که کار ندارند آنها را زندانی کند.

فصل پنجم: اوقات فراغت
ماده بیست و دوم: هرکس حق دارد از استراحت و تفریح برخوردار شود و در هنگام استراحت و تفریح به عنوان انجام عمل فسادآمیز دستگیر شود.
ماده بیست و سوم: هر کس حق دارد از آموزش و پرورش برخوردار شود و در دوران آموزش با مسائل مهم کشور از جمله دشمنان کشور، ضرورت حفظ نظام، دفاع از نظام، و از همه مهم تر هجمه فرهنگی – که اين یکی به اندازه همه آن چیزهای ديگر مهم است - آشنا شود و هر گاه که لازم بود در اجتماعات و اعتراض به دشمنان نظام شرکت کند، مشت به دهان بیگانگان بکوبد و جلو هجمه فرهنگی دشمن را بگیرد، تا کاملا آموزش – يا آمرزش - پیدا کند.
ماده بیست و چهارم: هرکس حق دارد با انواع هنرها آشنا شود و در محافل هنری شرکت کند. دولت هم حق دارد هر محفل هنری را تعطیل کند.
ماده بیست و پنجم: رعايت این مواد برای کلیه کشورهای امضاکننده آن لازم الاجراست، مگر اینکه مقامات آن کشورها تشخيص دهند که اجرايش فعلا لازم نیست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 9:51  توسط گمشادزهی | 
بله، اینم یکی از دستاوردهای دولت نهمه (دولت عدالت و مهرورزی) شاید این نوعی مهروزی به اهل سنت بلوچستان باشه!! نمی دانم؟ از این به بعد احتمالا  باید ما بلوچها برای مسافرت کردن به خارج از استان و برای دیدن هموطنان و هم کیشانمان در داخل کشور، گذرنامه و ویزای مخصوص هر استانی را بگیریم!!

تفصیل ماجرا را اینجا بخوانید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 9:33  توسط گمشادزهی | 
دموکراسی و مردم سالاری ظاهرا به این معنا است که تمام مردم یک کشور در تعیین سرنوشت و انتخاب دولتمردان مملکت خود مشارکت نموده و افراد مورد نظر خویش را انتخاب نمایند و دولت تعیین شده هم از بین همین ملت انسانهای شایسته و دارای لیاقت را برای بخشهای مختلف اداری تعیین نماید.

اما اگر در انتخاب افراد و سپردن مسوولیتها به جای توجه نمودن به شایستگیها و مهارتهای مرتبط با وظیفه محوله، افکار و اندیشه های دینی و مذهبی و یا زبان و قوم فرد معیار قرار گیرد، نتیجه اش محرومیت جامعه از شایستگان و ایجاد تنش و تفرقه قومی و مذهبی شده و دموکراسی و مردم سالاری هم معنی خودش را از دست می دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 10:14  توسط گمشادزهی | 
در ایام ارتحال رهبر فقید انقلاب اسلامی قرار داریم، شیندم که ایشان در زمان حیات خودشون به صرفه جویی و مصرف نکردن بیجای بیت المال بسیار حساس و دقیق بودند که حتی بعضی از اشعارشان را در حاشیه روزنامه های باطله می نوشتند!

و اینک اگر حضور داشتند و می دیدند مسوولینی را که برای سالگردشون چه هزینه ای را بر بیت المال تحمیل می کنند چه عکس العملی از خودشون نشان می دادند؟

بعنوان نمونه فقط یک مورد اونو عرض می کنم؛ تنها از زاهدان تعداد ۶۰ اتوبوس به مدت ۵ روز با کرایه ای بالغ بر یک میلون و دویست و پنجاه هزارتومان(برای هر دستگاه)  اعزام شده که استانداری و ادارات دیگر دولتی پرداختشو به عهده گرفته اند.

این در حالی است که در استانمان بیکاری جوانان به معضلی اساسی بدل شده؛ آیا اگر مبلغ یادشده در این جهت صرف می شدروح امام بیشتر خرسند نمی گشت؟

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 11:6  توسط گمشادزهی | 
دوم خرداد یادآور ایامی است که برای اولین بار در کشور عزیزمون احساس کردیم ما هم ایرانی هستیم، احترام به اقوام ایرانی و کمتر شدن فاصله بین ملت داشت به اوج خودش می رسید که متاسفانه بیشتر از هشت سال طول نکشید.

دو خرداد

خاتمی هرجور بود، شعار ایران برای همه ایرانیان را نهادینه کرد، باعث شد تا هرکس بتواند حرف خودشو بزنه و زیر پرچم جمهوری اسلامی اونطوری که دلش میخواد (تاحدودی) زندگی کنه. خیلی از اونایی که از کشور گسسته بودند امیدوار شده به آغوش ایران اسلامی بازگشتند و دیگر مجالی برای بدخواهان این ملت باقی نمونده بود و بهانه ای برای شورش و شرارت بدست نمی آوردند.

کاش بازهم دوران اصلاحات باز می گشت...

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 10:45  توسط گمشادزهی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
در این کشکول، مطالب مختلف و بدون در نظر گرفتن موضوعی خاص، می نویسم. البته بیشتر سعیم بر این است که مسایل و مشکلات ملت بی پناه و بدون تریبون بلوچ را بنویسم.
"ایران سرای من است و هر ایرانی، با هرنوع گویش، پوشش، دین، مذهب و اندیشه، هموطنٍ قابل احترام"
/گمشـــــــادزهــــــی/

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
بهمن 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
آذر 1383
پیوندها
بلوچٍ سهته دل
وبلاگ پیشین بنده
شورای اسلامی شهر زاهدان
کوکار (حاج عبدالحکیم ریگی)
اتاق بازرگاني و صنايع و معادن زاهدان
خاطرات روزانه "ابو عمار"
دارالعلوم زاهدان
انديشه پاك
در جستجوی حقیقت
سراوان شهر نخل و نگاره
عبدالقادربلوچ
بلوچي نام و نشان
اتحاد
زمان آنلاين
گدروزيا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM